تبلیغات
* وبــلاگ حـامیـان دکتــر احمــــــــدی نـــژاد * - دلتنگی...






* وبــلاگ حـامیـان دکتــر احمــــــــدی نـــژاد *

اللهم عجل لولیک الفرج...

بسم رب المهدی (عج)

دکتر عزیز، بابای خوبم سلام

میخواهم از دلتنگی های بی اندازه ام برایتان بنویسم،از دلتنگی هایی که جز خدا هیچ کس حجم آن ها را نمیداند....
از احساسی که قلب های سرد و یخ زده از فهم آن عاجزند...


دکتر عزیزم، دلم برای خوبی هایتان،برای شنیدن صدای گرم و پر محبتتان ،برای دیدن لبخند پدرانه و شیرین تان ، برای چشم های پاکی که چشمه ی مهر و امید است؛ برای آن نگاه زیبای پدرانه تان تنگ شده...

بابای مهربانم، امروز میخواهم از بغض هایی بنویسم که در گلو دفن شدند،بغض هایی که نفس هایم را به شماره می اندازند اما تبدیل به اشک نمیشوند چرا که از شما آموختم اگر قرار به اشک ریختن است باید برای غربت مولایمان، تجلی همه ی زیبایی های عالم، امام عصر(عج) ، اشک بریزیم....

پدر جان ، شما به من یاد دادید هیچ غمی بالاتر از غم نبود مهدی صاحب الزمان(عج) نیست و هیچ دلتنگی بیشتر از دلتنگی آقایمان نیست...


بابای مهربانم، نمیدانم چه رمزی در نام مولایم است که با یادش آرام میگیرم و دلتنگی های دخترانه ام کمرنگ میشوند! 

و باز سرشار میشوم از شوق بهار...
دلم لبریز آرزوی بودن در کنار بهار است...
پر میشوم از زمزمه ی زیبای نام آرام بخشش...
و یاد بهار می شود مرهم زخم های قلب کوچکم..‌.

مثل همیشه آهسته زیر لب میگویم :
« به امید روزی که من باشم و بهار و بابای بهاری ام »


[ یکشنبه 7 تیر 1394 ] [ 05:19 ق.ظ ] [ مسافر آسمان ] نظرات



      قالب ساز آنلاین